<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات آموزشی و آموزشگاهی</title>
    <link>https://pma.cfu.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات آموزشی و آموزشگاهی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 27 Aug 2024 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 27 Aug 2024 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تدوین الگوی برنامه درسی مهارت های زندگی برمبنای رویکرد یادگیری مبتنی بر بازی وارسازی در دوره ابتدایی: یک مطالعه کیفی</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_3755.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر، تدوین الگوی برنامه درسی مهارت های زندگی با رویکرد یادگیری مبتنی بر بازی وارسازی در دوره ابتدایی بوده است. با توجه به هدف پژوهش تحقیق حاضر کاربردی و از نوع کیفی بود. مشارکت کنندگان این پژوهش شامل متخصصان برنامه ریزی درسی در کشور ایران بوده اند که در زمینه برنامه درسی مهارت های زندگی و رویکرد بازی وارسازی اطلاعات لازم را داشته اند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و با در نظر گرفتن معیار اشباع نظری به تعداد 15 نفر انتخاب شده اند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. روش تجزیه و تحلیل داده ها در این پژوهش به شیوه ی تحلیل مضمون بود و یافته ها در قالب شبکه ی مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر، دسته بندی و سازماندهی شدند. جهت 1اعتباریابی الگو، نظر 15 نفر از متخصـصان تعلـیم و تربیت در حوزه ی برنامه ریزی درسی با استفاده از یک پرسشنامه بسته و باز پاسخ مورد مطالعه قـرار گرفـت و طبق نظر آن ها الگوی پیشنهادی از همخوانی و سازگاری درونی در بین مؤلفه هـا برخـوردار بوده والگوی مناسبی می باشد. یافته های پژوهش بیانگر این بود که برنامه ی درسی موردِنظر شامل مضمون فراگیر(هدف، محتوا، روش تدریس، ارزشیابی) ، اهداف شامل 7 مضمون سازمان دهنده، محتوا شامل 9 مضمون سازمان دهنده که هر کدام از این مضامین نیز دارای سطوح و مضامین پایه متنوعی هستند که می توانند برای تدوین برنامه درسی مهارت های زندگی مبتنی بر رویکرد بازی وارسازی در مقطع ابتدایی بکار آیند .</description>
    </item>
    <item>
      <title>اجرای طرح شهاب در آموزش و پرورش مناطق حاشیه، کاوشی در انتظارات و انتقادات معلمان</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_4685.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف این مطالعه به بازنمایی تجارب معلمان از اجرای طرح شهاب در آموزش و پرورش شهر سنندج می‌پردازد. روش‌ها‌: : راهبرد مورد استفاده در پژوهش حاضر طرح روایت توصیفی پیشنهاد شده توسط ادموندس و کندی (2017) بود. میدان تحقیق استان کردستان و مشارکت‌کنندگان بالقوه تمامی معلمان سه مقطع در شهر سنندج بودند که 14 نفر از آنان به‌صورت هدفمند (ناهمگن) انتخاب و با استفاده از یک پروتکل مصاحبه نیمه‌ساختاریافته دعوت به مشارکت شدند. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که به ترتیب 37% از کدها مربوط به مخاطراتی بودند که اجرای طرح شهاب را با مشکل مواجه می‌ساخت: معلمان بیان داشتند که ضعف منابع انسانی در بعد طراحی و اجرایی ، نظارت ناکارآمد، کمبود منابع مالی و غیره از تهدیداتی بودند که کیفیت اجرای طرح شهاب را تهدید می‌کرد. همچنین 32% از کدها مربوط به ضعف‌هایی بودند که مرحله اجرا را با مشکل مواجه می‌ساخت، به عنوان نمونه معلمان باور داشتند فقدان سیستم‌های پاداش دهی برای معلمان چه در سطح خرد و چه در سطح کلان از ضعف‌هایی هستند که مرحله اجرا را متاثر می‌سازد. افزون بر اینها معلمان اذعان داشتند اجرای این طرح جدای از معایب‌هایی که دارد در برخی موارد منجر به پل ارتباطی مدارس با بنیاد نخبگان، دفتر استعداد درخشان و توسعة همکاری میان معلمان، مدیران و خانواده‌ها شده است. نتیجه‌گیری: به طور کلی طرح شهاب در مناطق حاشیه کشور به دلیل وجود مخاطرات و کاستی‌های زیاد در بخش طراحی و اجرا، هنوز در سطح آرمان‌های مکتوب باقی مانده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آسیب شناسی نظام رتبه بندی معلمان بر اساس الگوی سه شاخگی</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_3756.html</link>
      <description>هدف اصلی این پژوهش آسیب شناسی نظام رتبه بندی معلمان بر اساس الگوی سه شاخگی (آسیب های رفتاری، زمینه ای و ساختاری) است. این پژوهش از نظر نوع تحقیق، کاربردی و به لحاظ روش پژوهش آمیخته (کیفی- کمی) می باشد. در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختاریافته با معلمان مشمول نظام رتبه بندی، مدیران مدارس و نظرسنجی از کارشناسان برای گردآوری داده ها استفاده شد. نمونه آماری به تعداد 15 نفر از معلمان، مدیران مدارس و کارشناسان تا رسیدن به اشباع نظری به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در بخش کمی جامعه آماری شامل کلیه معلمین مقاطع ابتدایی، متوسطه اول و دوم شهر تهران به تعداد 46351 نفر بود که از بین آنان با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، تعداد 381 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند . در بخش کیفی از روش کلایزی برای تحلیل مصاحبه ها استفاده شد و با استفاده از نرم افزار ATLAS. ti، الگوی مفهومی پژوهش ترسیم شد. نتایج نشان داد که مهم ترین آسیب های نظام رتبه بندی معلمان، در بعد ساختاری شامل زیرساخت های نامناسب، آزمون های غیراستاندارد ؛ در بعد رفتاری شامل بهزیستی روانشناختی پایین معلمان و نگرش نامناسب؛ و در بعد زمینه ای شامل ناتوانی نظام تصمیم گیری و آسیب های فرهنگی، می باشند .</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر آموزش مبتنی بر موک بر اشتیاق تحصیلی و عملکرد حافظه فعال دانش‌آموزان با اختلال نافرمانی مقابله‌ای</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_4414.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر موک بر اشتیاق تحصیلی و عملکرد حافظه فعال دانش‌آموزان با اختلال نافرمانی مقابله‌ای بود.روش‌ها‌: روش این پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با دو گروه گواه و آزمایش می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل همه‌ی کودکان دوره ابتدایی با اختلال نافرمانی مقابله‌ای بود که در مراکز دانش‌آموزان با اختلال نافرمانی مقابله‌ای شهرستان قصرقند تحت نظر سازمان آموزش و پرورش آموزش می‌دیدند. جهت انتخاب نمونه از روش نمونه‌گیری غیرتصادفی در دسترس استفاده شد که در نهایت با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی، تعداد 30 دانش‌آموز مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله‌ای انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه‌های مقیاس درجه‌بندی اختلال نافرمانی مقابله‌ای، اشتیاق تحصیلی فردریکز، بلمنفیلد و پاریس (2004) و حافظه فعال (WMQ) بود که روایی محتوایی پرسشنامه‌ها توسط روان‌شناسان و متخصصان حوزه علوم‌تربیتی، اختلالات روانی و یادگیری مورد بررسی قرار گرفته و پس از تجزیه و تحلیل و انجام اصلاحات جزئی مورد تائید نهایی قرار گرفت و پایایی پرسشنامه‌ها نیز با استفاده از آلفای کرنباخ به ترتیب 75/0، 71/0 و 73/0 بدست آمد. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که آموزش مبتنی بر موک تاثیر و معناداری بر مولفه‌های اشتیاق تحصیلی (رفتاری، عاطفی و شناختی) و عملکرد حافظه فعال (ذخیره‌سازی کوتاه مدت، توجه و ابعاد اجرایی حافظه فعال) دانش‌آموزان با اختلال نافرمانی مقابله‌ای دارد. نتیجه‌گیری: : بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که آموزش مبتنی بر موک موجب افزایش اشتیاق تحصیلی و بهبود عملکرد حافظه فعال دانش‌آموزان با اختلال نافرمانی مقابله‌ای ‌می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و اعتبارسنجی الگوی ارزشیابی مبتنی بر شایستگی بر اساس سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش در مدارس متوسطه سما</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_3757.html</link>
      <description>روش پژوهش اکتشافی (کیفی -کمی )در بخش کیفی با رویکرد تحلیل داده بنیاد و در بخش کمی توصیفی - پیمایش است. مشارکت کنندگان پژوهش حاضر در بخش کیفی شامل اعضای هیات علمی و کارشناسان ارشد ستادی آموزش و پرورش و سما بود و در قسمت کمی معلمان مدارس و هنر اموزان هنرستان های فنی حرفه ای و کار و دانش سما به تعدا د 370 نفر با روش نمونه گری انتخاب شدند . ابزار گرد اوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته است .پرسشنامه پژوهش شامل سه مولفه اصلی و 62 گویه است که بر اساس طیف لیکرت پنج گزینه ای تنظیم شده است. روش تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی بر اساس تحلیل داده بنیاد استفاده و در بخش کمی بر اساس شاخص های معادلات ساختاری و تحلیل عامل تاییدی با استفاده از نرم افزار amous و براساس شاخص های تحلیل عامل اکتشافی و تاییدی نتایج حاکی از آن است که در ارزشیابی مبتنی بر شایستگی در نظام آموزش و پرورش متوسطه باید به مولفه های ارزشیابی مبتنی بر شایستگی حرفه‌ای، اخلاقی و تخصصی تأکید شد</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر روش تدریس معکوس در ارتقاء عملکردتحصیلی، تعامل کلاسی و انگیزش پیشرفت دانش‌آموزان پایه ششم ابتدایی</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_4796.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: روش تدریس معکوس، تلاشی برای تغییر ساختار کلاس درس و برطرف کردن محدودیت‌های روش‌های تدریس سنتی است. هدف پژوهش حاضر مطالعة تاثیر رویکرد تدریس معکوس در ارتقاء عملکردتحصیلی، تعامل‌کلاسی و انگیزش پیشرفت دانش آموزان و دلالت‌های آن برای تربیت معلم بود. روش‌ها‌: این پژوهش از لحاظ هدف جزء تحقیقات‌کاربردی، از لحاظ شیوة اجرا در زمرة تحقیقات نیمه تجربی و از لحاظ نوع داده‌ها جز تحقیقات کمّی است که براساس طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل اجرا شده است. جامعه‌آماری شامل دانش‌آموزان پایة ششم ابتدایی بود که با روش نمونه‌گیری در دسترس، یک مدرسه با دو کلاس انتخاب‌شد. یکی از کلاس‌ها به‌صورت ‌تصادفی به‌عنوان گروه آزمایش و کلاس دیگر به‌عنوان گروه کنترل انتخاب شد. گروه آزمایش با روش تدریس معکوس و گروه کنترل با روش تدریس سنتی آموزش داده‌شد. برای جمع‌آوری اطلاعات از مقیاس ‌تعامل کلاسیQTI)) وبلز و همکاران، مقیاس انگیزش پیشرفت‌تحصیلی( (HEMSهارتر و آزمون معلم‌ساخته عملکردتحصیلی‌ استفاده‌شد. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان‌داد که بین گروه آزمایش (کلاس‌درس معکوس) و گروه کنترل (کلاس سنتی) از نظر عملکرد تحصیلی، تعامل کلاسی و انگیزه پیشرفت تفاوت معنی‌داری وجود دارد و عملکرد تحصیلی، تعامل کلاسی و انگیزش تحصیلی دانش‌آموزانی که با روش تدریس معکوس آموزش دیده‌اند بالاتر از دانش‌آموزانی است که با روش تدریس سنتی آموزش دیده اند. نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نشان داد دانش‌آموزانی که با این روش آموزش‌دیده‌اند، فعال‌تر در یادگیری مشارکت کرده، تعاملات بیشتری با معلم و هم‌کلاسی‌های خود داشته و انگیزه بالاتری برای پیشرفت تحصیلی نشان داده‌اند. در پایان پیشنهادهای لازم برای سیاستگذاری در تربیت معلم ارائه شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی چالش‌های موجود در آموزش و یادگیری الکترونیکی از دیدگاه معلمان ابتدایی شهر بجنورد در دوران شیوع بیماری کوید 19</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_3762.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی چالش‌های موجود در آموزش و یادگیری الکترونیکی از دیدگاه معلمان ابتدایی شهر بجنورد در دوران شیوع بیماری کوید 19 می‌پردازد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی &amp;amp;ndash; پیمایشی از نوع علی است. جامعه آماری پژوهش کلیه‌ی معلمان ابتدایی شهر بجنورد در سال تحصیلی 1400-1399به تعداد2384 نفرمی‌باشند که با استفاده از جدول مورگان تعداد 330 نفر به عنوان نمونه به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده جهت جمع‌آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود. نوع روایی پرسش‌نامه محتوایی بود که مورد تائید چند تن از اساتید در این حیطه قرار گرفت و پایایی پرسشنامه‌ها نیز با استفاده از آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه (862/0) بدست آمد. جهت تحلیل آماری داده‌های از آزمون میانگین به کمک نرم افزار SPSS.23 و تحلیل ساختاری از نرم‌افزار PLS استفاده شد. پس از استخراج و دسته‌بندی موضوعی، چالش‌های و معایب آموزش و یادگیری الکترونیکی از دیدگاه معلمان در ده مقوله نیروی انسانی، محتوای الکترونیکی، سواد الکترونیکی(رایانه‌ای)، تبادل اطلاعات، مهارت‌های پژوهشی، تبادل فرهنگی، اینترنت، محتوای آموزشی، روش آموزش، خانواده طبقه‌بندی شدند. با توجه به مشکلات و معایبی آموزش و یادگیری الکترونیکی، طراحی زیرساخت‌های منسجم و اثربخش جهت ارائه آموزش مجازی ضرورت می‌یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش محتوای کتاب‌های درسی و راهنمای معلم در فرایند سنجش تکوینی کلاس‌های درس فیزیک دوره‌ی دوم متوسطه</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_4681.html</link>
      <description>سنجش تکوینی به عنوان یکی از فرایندهای تدریس نقش بسیار مهمی در یادگیری دانش‌آموزان دارد. متاسفانه بسیاری از معلم‌ها به دلایل مختلف از انجام درست آن غفلت می‌کنند، یکی از مهم‌ترین دلایل نقش کتاب‌های درسی است. با توجه به اهمیت آموزش بهینه‌ی درس فیزیک و اهمیت سنجش تکوینی در کلاس‌های درس، این پژوهش با هدف بررسی نقش کتاب‌های درسی و نیز کتاب‌های راهنمای معلم فیزیک در پرداختن به این موضوع مهم انجام شده است. روش به کار رفته در این پژوهش تحلیل محتوای کیفی و کمی بود که با استفاده از نرم‌افزار اطلس تی آی 9 تحلیل محتوای کیفی صورت گرفت و سپس با محاسبات عددی روی کدهای اعمال شده تحلیل‌های کمی صورت گرفتند. اطلاع‌رسان‌ها‌ی پژوهش کتاب‌های درسی فیزیک پایه‌ی دهم، یازدهم و دوازدهم در هر دو رشته‌ی علوم تجربی و ریاضی و فیزیک در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰ و نیز کتاب‌های راهنمای معلم فیزیک بودند. نتایج تحلیل‌ها نشان ‌می‌دهد زیاد بودن تعداد تمرین‌های پایان فصل، کم‌بودن مثال‌های متوسط و دشوار، مشخص نبودن اهداف و انتظارات در ابتدای هر فصل، نبودن روبریک و نمودارهای مفهومی در کتاب‌های درسی و کمبود پروژه‌های علمی کاربردی نیز از اشکال‌های کتاب‌های درسی است. کتاب‌های راهنمای معلم با پاره‌ای اصلاحات در صورت استفاده‌‌ی معلم‌ها از آنها منابع خوبی برای کمک به بهبود عملکرد معلمان در تدریس و فرایند سنجش تکوینی هستند. به نظر می‌رسد مشکل اصلی معلم‌ها برای اجرای سنجش تکوینی حجم بالای مطالب و تمرین‌های کتاب‌های درسی در مقابل زمان کمی است که به این درس مهم اختصاص داده شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی کارکردهای مناسب و نامناسب کرونا در آموزش و پرورش ایران از منظر جامعه شناسی : یک مطالعه آمیخته</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_3763.html</link>
      <description>مطالعه حاضر به بررسی ابعاد جامعه‌شناختی زیست‌بوم کرونا و کارکردهای مناسب و نامناسب آن در نظام آموزش و پرورش ایران می‌پردازد. این پژوهش با روش آمیخته اکتشافی ـ متوالی و در دو بخش کیفی و کمی انجام شده است. در بخش کیفی، حجم نمونه ۱۰ نفر از اعضای شورای معاونین وزارت آموزش و پرورش، شورای راهبردی شبکه شاد، شورای راهبردی اجرایی سازی سند تحول بنیادین و شورای راهبردی سازمان آموزش و پرورش استثنایی بودند که به نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند و در بخش کمی، حجم نمونه، ۹۱ نفر از مدیران ادارات کل، ۱۷۵ نفر از مدیران مدارس، ۶۷۶ نفر از معلمان و دانشجو معلمان و ۲۸۳ نفر از دانش‌آموزان بودند که با فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها در بخش کیفی، مصاجبه گروه کانونی و در بخش کمی پرسشنامه محقق‌ساخته بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها در بخش کیفی، از روش تحلیل محتوای مضمونی با استفاده از کدگذاری به وسیله‌ی نرم‌افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و از تکنیک‌های آمار توصیفی مانند فراوانی، درصد و میانگین استفاده گردید. یافته‌ها حاکی از این بود که شرایط آموزش و پرورش در زیست‌بوم کرونا وضعیتی است که دارای کارکردهای نامناسب در ابعاد آموزشی، جسمی، روانی و اجتماعی است، اما دارای کارکردهای پنهان مناسب مانند آموزش فناورانه، افزایش منزلت معلمان و زمینه‌ای برای مدرسه‌محوری است.واژه‌های کلیدی: آموزش و پرورش، روش آمیخته، زیست بوم کرونا، کارکردهای مناسب و نامناسب</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی آموزش معکوس مبتنی بر راهبردهای یادگیری بر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان متوسطه دوم در درس شیمی</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_4872.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به بررسی تأثیر آموزش معکوس مبتنی بر راهبردهای یادگیری روی پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان در درس شیمی متوسطه و تحلیل اثرات آن بر انگیزه و درک مفاهیم پایه‌ای شیمی می‌پردازد. روش تحقیق از نوع توصیفی-پیمایشی بوده و جامعه آماری همه دانش‌آموزان رشته تجربی کوهدشت هستند برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته استفاده شد که روایی آن با تحلیل عاملی تأیید و پایایی آن با آلفای کرونباخ 0.863 برآورد شد.یافته‌ها حاکی از آن است که آموزش معکوس تأثیر معناداری بر پیشرفت تحصیلی دارد (سطح معنی‌داری = 0.05). برای تحلیل دقیق‌تر تأثیر آموزش معکوس، از آزمون ویلکاکسون استفاده شد و نتایج نشان داد که مقدار Z-Score برابر5.123- بوده و سطح معنی‌داری 000/0 است که این نتیجه بیانگر تفاوت معنادار در نمرات پیش و پس از اجرای آموزش معکوس است و نشان دهنده افزایش انگیزه و بهبود درک مفاهیم پایه‌ای شیمی است. ضریب همبستگی اسپیرمن برای انگیزه 0.604 و برای درک مفاهیم 0.662 بود که هر دو به طور معنا دارند ( 0.05). نتایج به ‌وضوح نشان می‌دهد که استفاده از آموزش معکوس در محیط‌های آموزشی نه‌تنها به بهبود معنادار در عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان منجر می‌شود، بلکه می‌تواند به‌عنوان یک روش مؤثر برای ارتقاء کیفیت آموزش در دروس پیچیده مانند شیمی به‌کار رود. تأثیر مثبت آموزش معکوس مبتنی بر راهبردهای یادگیری بر بهبود یادگیری و انگیزش دانش‌آموزان، مبنایی را برای توسعه روش‌های نوین آموزش ترکیبی فراهم می آورد که آموزش به این سبک به طور چشمگیری بر کیفیت آموزش و عمق یادگیری افزوده و به‌عنوان یک روش مؤثر مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل موثر بر اثربخشی آموزش کارورزی دانشجومعلمان رشته ابتدایی دانشگاه فرهنگیان</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_3774.html</link>
      <description>هدف از این مطالعه شناسایی عوامل موثر بر اثربخشی آموزش کارورزی دانشجومعلمان در دانشگاه فرهنگیان بود. این تحقیق که از نظر هدف کاربردی بود، به روش کیفی با رویکرد سنتزپژوهی انجام شد. در این راستا برای بررسی پیشینه پژوهش و گردآوری داده‌ها با توجه به اهداف، از مقاله‌ها، پایان‌نامه‌های ارشد و دکتری داخلی و خارجی (از سال 1370 تا 1400) استفاده گردید. واژگان مورد استفاده کارورزی، آموزش کارورزی و اثربخشی آموزش بود که ابتدا براساس معیار ورود 411 پژوهش شناسایی ولی براساس معیار خروج 381 مورد از آن‌ها کنار گذاشته شد و در نهایت 30 پژوهش برای تحلیل نهایی از طریق نرم‌افزار NVivo10 برگزیده شد. یافته‌های تحقیق منجر به شناسایی پنج درون‌مایه &amp;amp;laquo;انسانی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;برنامه درسی و آموزشی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;محیط یادگیری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;فرهنگی و اجتماعی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;پژوهشی&amp;amp;raquo; شد به‌طوری‌که درون‌مایه &amp;amp;laquo;انسانی&amp;amp;raquo; شامل کارورز، مدیر گروه، استاد راهنما، معلم راهنما و مدیر مدرسه؛ درون‌مایه &amp;amp;laquo;برنامه درسی و آموزش&amp;amp;raquo; متشکل از هدف‌ها، محتوا، طراحی آموزشی، فرایند آموزش و ارزشیابی؛ درون‌مایه &amp;amp;laquo;محیط یادگیری&amp;amp;raquo; دربرگیرنده دانشگاه، مدرسه و کلاس درس؛ درون‌مایه &amp;amp;laquo;فرهنگی و اجتماعی&amp;amp;raquo; شامل تشریک مساعی، ارتباطات حرفه‌ای، سپاسگزاری و اشتراک‌گذاری دانش؛ درون‌مایه &amp;amp;laquo;پژوهشی&amp;amp;raquo; متشکل از روایت‌پژوهی، اقدام‌پژوهی و درس‌پژوهی می‌باشد. اثربخشی آموزش مستلزم توجه به درون‌مایه‌های پنج‌گانه و بیست طبقه مطرح شده می‌باشد. لذا به سیاست‌گذاران، برنامه‌ریزان و دست‌اندرکاران کارورزی در دانشگاه فرهنگیان توصیه می‌شود که با بهره‌گیری از الگوی ارائه شده تمام ابعاد و مولفه‌های اثربخشی آموزش کارورزی را به‌طور هم‌زمان در دستور کار خود قرار دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آموزش عملگرایانه درس تربیت‌‌بدنی در مدارس ایران</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_4703.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: هدف از این تحقیق تدوین مدل آموزش عملگرایانه درس تربیت‌بدنی در مدارس ایران بود. روش‌ها‌: جامعه آماری بخش کیفی و کمی شامل اساتید حوزه مدیریت ورزشی، برنامه-ریزی درسی و معلمین برجسته تربیت‌بدنی است. نمونه آماری بخش کیفی 21 نفر (به صورت هدفمند) و در بخش کمی 400 نفر ( به صورت تصادفی خوشه ای ) انتخاب گردید. ابزار گردآوری داده ها در پژوهش حاضر مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق‌ساخته بود. یافته‌ها: الگوی آموزش عملگرایانه در درس تربیت‌بدنی مدارس شامل 17 مقوله در قالب ابعاد شش‌گانه شامل موجبات علی (سه مقوله)، پدیده اصلی ( آموزش عملگرایانه)، راهبرد (چهار مقوله )، عوامل زمینه‌ای (دو مقوله)، شرایط مداخله‌گر (سه مقوله) و پیامد (چهار مقوله) بوده است. در بخش کمی نیز مشخص گردید که هر 6 مؤلفه‌ی اصلی پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است، بنابراین مدل پژوهش از برازش کافی برخوردار می‌باشد. همچنین روابط موجود در مدل پژوهش تأیید شدند (مقدار تی بیشتر از 96/1). نتیجه‌گیری: به دلیل اینکه آموزش عملگرایانه درس تربیت‌بدنی در مدارس پیامدهای مثبت فراوانی برای دانش‌آموزان، معلمان، برنامه درسی و توسعه ورزش دارد، توصیه می‌شود که تدابیر لازم با توجه به مدل ارائه شده برای بهره گیری از آموزش عملگرایانه در درس تربیت بدنی اتخاذ گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش استعاره های مفهومی در آموزش مفاهیم دینی</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_4873.html</link>
      <description>استعاره ابزاری مؤثّر برای ملموس کردن مفاهیم انتزاعی محسوب می شود. پژوهش حاضر در تلاش است تا میزان کاربرد استعاره در &amp;amp;laquo;پیام های آسمان&amp;amp;raquo; پایة هفتم را بکاود و نقش آن را در تفهیم مفاهیم انتزاعی تبیین کند. در همین راستا تلاش کرده ایم تا به روش تحلیل مقوله ای محتوا، آن را مورد بررسی قرار دهیم. یافته ها نشان داد که مؤلّفان 88 بار از استعاره برای بیان مفاهیم مختلف انتزاعی بهره برده اند؛ این استعاره ها به عنوان خرده استعاره، در ذیل 25 کلان استعاره قرار گرفته اند. از آن میان حوزه های مقصد با 74 و حوزه های مبدأ با 64 مورد از تنوع قابل قبولی برخوردارند؛ لکن پراکندگی استعاره ها در هر درس نشان می دهد که به کارگیری آن ها از تناسبی منطقی برخوردار نیست. در کتاب 75 مفهوم اصلی وجود دارد که تفهیم آنها باید در اولویت باشد، اما مطابق با داده های به دست آمده، برای تبیین 7 مورد(33/9 درصد) از آن ها، از هیچ گونه استعاره ای استفاده نشده است. در نتیجه، در کتاب مذکور تنها برای ملموس کردن 68 (67/90 درصد) مفهوم اصلی، استعاره وجود دارد و از میان 91 استعارة به کار رفته 20 استعاره، یعنی حدود(22 درصد) آن مربوط به مفاهیم فرعی است. با ایجاد توازن در به کارگیری استعاره در همة درس ها، به شکلی نظام‌مند از این ابزار تفهیمی می توان استفاده کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی آمادگی دانشگاه تهران به منظور طرح‌ریزی استراتژی : رویکرد هرم معکوس مک‌لنان</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_3942.html</link>
      <description>از آنجا که تدوین موفقیت‌آمیز استراتژی نمی‌تواند اجرای موفقیت‌آمیز آن را تضمین نماید، در این پژوهش که کاربردی و از نوع توصیفی پیمایشی است تلاش شده است ابتدا بر اساس مدل هرم معکوس مک‌لنان که یک رویکرد فرآیندی می‌باشد، چارچوبی برای مؤلفه‌های مؤثر در طرح‌ریزی راهبردی دانشگاه تهران شناسایی و سپس آمادگی دانشگاه تهران بر اساس آن سنجیده شود. در این پژوهش آمیخته، داده‌های کیفی با مصاحبه نیمه ساختاریافته با 20 نفر و داده های کمی با پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شده است. جامعه آماری بخش کیفی و کمی هر دو مسئولین و معاونین دانشگاه تهران و اساتید حوزه استراتژی بودند. نمونه‌گیری در بخش کیفی هدفمند و نمونه گیری بخش کمی تصادفی ساده بود که با دریافت 200 پرسشنامه انجام شد و به کمک نرم‌افزار LISREL و SPSS نتایج داده‌های کمی با تحلیل تائید عاملی بررسی شد که درنهایت برای چارچوب سیزده بٌعدی، 43 مؤلفه مورد تائید قرار گرفت؛ همچنین با استفاده از آزمون فریدمن و t میانگین وضعیت ابعاد مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که دانشگاه تهران در دو بعد ساختار سازمانی و معیار عملکرد بیشترین آمادگی و در دو بعد اهداف استراتژیک و فعالیت‌های حیاتی کم‌ترین آمادگی را برای طرح‌ریزی استراتژی داشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی تعارضات معلمی در گفتمان نظام آموزشی در راستای کاربست راهبرد حل تعارض</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_4705.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: معلمان نیروی کارآمدی در حوزه آموزش تلقی می‌شوند و نیازمند فعالیت در موقعیت‌هایی هستند که چالش‌های کمتری روند تحول‌آفرینی آنها را تحت تاثیر قرار دهد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد تعارضات معلمان در ساختار نظام آموزشی و ارائه راهبردی برای حل این تعارضات انجام شد. روش‌ها‌: رویکرد تحقیق کیفی از نوع پدیدارشناسی با تاکید بر شیوه تفسیری بود. مشارکت‌کنندگان معلمان شاغل در مدیریت آموزش و پرورش شهرستان چایپاره در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که 14 نفر از آنان به صورت نمونه‌گیری در دسترس مورد مطالعه قرار گرفتند. در این راستا مصاحبه‌های نیمه سازمان‌یافته‌ای از آنها صورت گرفت و نمونه‌گیری تا اشباع داده‌ها ادامه یافت. از روش خودبازبینی محقق، توصیف غنی و تحلیل‌های میان موردی در راستای روایی داده‌ها و از روش تحلیل موازی و روندهای منظم در ثبت و نوشتن داده‌ها برای تعیین پایایی داده‌ها استفاده شد. داده‌های به دست آمده با استفاده از فرایند 6 مرحله ای اسمیت، فلاورز و لارکین(2009) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: یافته‌های این تحقیق 6 کد انتخابی، 19 کد محوری و 133 کد اولیه را در بر‌‌‌می‌گیرد که در آن کدهای اصلی انواع مختلفی از تعارضات در نظام آموزشی مانند تعارضات ساختاری، تعارض با دانش‌آموزان، تعارض با معلمان، تعارض با اولیا، تعارض با مدرسه و تعارض با خود را شامل می‌شود. نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهد که با آگاهی از ماهیت پویای انواع</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین مدل خرد والدینی بر اساس توان حل مسئله و خودآگاهی هیجانی با نقش واسطه ای توان تصمیم گیری</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_4711.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل خرد والدینی بر اساس توان حل مسئله و خودآگاهی هیجانی با نقش واسطه‌ای توان تصمیم‌گیری انجام شد.. روش‌ها‌: روش پژوهش توصیفی-همبستگی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری، و جامعة آماری شامل والدین شهر تهران در سال 1403 بود که از این جامعه، تعداد 382 نفر بر اساس فرمول کوهن و به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. جهت جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامۀ توان حل‌مسئلۀ پارکر، خودآگاهی هیجانی ریفی (2007)، توان تصمیم‌گیری ملبورن مان و همکاران (1998) و مقیاس خرد سن‌دیگو (2022) استفاده شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که توان حل مسئله و خودآگاهی هیجانی به صورت مستقیم و نیز غیرمستقیم از طریق توان تصمیم‌گیری با خرد والدینی رابطۀ مثبت و معنادار دارند. نتیجه‌گیری: از این رو می‌توان نتیجه گرفت والدینی که دارای مهارت‌های حل مسئله و نیز خودآگاهی هیجانی هستند، در برخورد با مسائل چالشی نوجوانان خود، از قدرت تصمیم‌گیری بالاتری برخوردار بوده و رفتارهای خردمندانۀ بیشتری از خود بروز می‌دهند.......................................................................................................................................................پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل خرد والدینی بر اساس توان حل مسئله و خودآگاهی هیجانی با نقش واسطه‌ای توان تصمیم‌گیری انجام شد.. روش‌ها‌: روش پژوهش توصیفی-همبستگی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری، و جامعة آماری شامل والدین شهر تهران در سال 1403 بود که از این جامعه، تعداد 382 نفر بر اساس فرمول کوهن و به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. جهت جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامۀ توان حل‌مسئلۀ پارکر، خودآگاهی هیجانی ریفی (2007)، توان تصمیم‌گیری ملبورن مان و همکاران (1998) و مقیاس خرد سن‌دیگو (2022) استفاده شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی برنامه آموزش هوش موفق بر هیجانات تحصیلی و خود‌پنداره تحصیلی دانش‌آموزان دختر دارای اختلال کم توجهی بیش‌فعالی پایه ششم ابتدایی</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_3944.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی برنامه آموزش هوش موفق بر هیجانات تحصیلی و خود‌پنداره تحصیلی دانش‌آموزان دختر دارای اختلال کم‌توجهی بیش‌فعالی پایه ششم ابتدایی بود. روش این پژوهش، نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری، شامل تمام دانش‌آموزان دختر پایه ششم ابتدایی دارای اختلال کم‌توجهی بیش‌فعالی بود که در سال تحصیلی 1402-1401 در مدارس شهر اصفهان به تحصیل مشغول بودند. به وسیله پرسشنامه کانرز 50 دانش آموز با اختلال کم‌توجهی بیش‌فعالی شناسایی شدند و 30 نفر از آن‌ها به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه گواه (15 نفر) قرار گرفتند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه هیجانات تحصیلی پکران و همکاران (2007) و پرسشنامه خودپنداره تحصیلی یی‌هیسین‌چین (2004) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده گردید. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که برنامه آموزش هوش موفق بر هیجانات تحصیلی و خودپنداره تحصیلی دانش‌آموزان گروه آزمایش مؤثر بود. بر اساس نتایج پژوهش حاضر می‌توان گفت آموزش هوش موفق می‌تواند به عنوان یک شیوه آموزشی مناسب برای افزایش هیجانات تحصیلی و خود‌پنداره تحصیلی دانش‌آموزان در مدارس ابتدایی به کار برده شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آسیب شناسی نظام ارزیابی عملکرد معلمان آموزش و پرورش با روش نظریه داده بنیاد</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_4684.html</link>
      <description>هدف از پژوهش حاضر آسیب‌شناسی نظام ارزیابی عملکرد معلمان آموزش‌وپرورش می‌باشد که برای دستیابی به هدف مذکور از رویکرد کیفی و روش نظریه داده بنیاد استفاده‌شده است. میدان مطالعه پژوهش کارمندان ستادی، مدیران و معلمان مدارس استان خراسان جنوبی در سال تحصیلی 1402-1403 می‌باشد. روش نمونه‌گیری به روش هدفمند و تا سطح اشباع بود. بدین ترتیب بعد از اجرای 16 مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. مصاحبه‌ها به‌منظور گردآوری داده‌ها از مصاحبه عمیق و اکتشافی استفاده شد. داده‌ها هم‌زمان با جمع‌آوری اطلاعات با استفاده از روش استراس و کوربین تحلیل شدند. به منظوراعتباریابی یافته‌های پژوهش از درگیری طولانی مدت یا غرقه سازی، تائید به‌وسیله افراد موردمطالعه و پرسش و جستجوگری از همکاران و همچنین به‌منظور اطمینان از پایایی روش‌های کدگذاری توسط کدگذار دوم(90 درصد توافق) و باز کدگذاری توسط پژوهشگر(99 درصد توافق) بکار گرفته شد. درنتیجه تحلیل داده‌ها 326 کدباز شامل 207 کدباز مجزا استخراج شد. این کدها در قالب 37 مقوله، ابعاد شش گانة مدل پارادایمی آسیب‌شناسی نظام ارزیابی عملکرد معلمان به مرکزیت پدیده ناکارآمدی سیستماتیک نظام ارزیابی عملکرد معلمان شامل عوامل علّی (9 مقوله)، عوامل مداخله‌گر (7 مقوله)، عوامل زمینه‌ای (7 مقوله)، پدیده اصلی (یک مقوله)، کنش‌ها و تعاملات (5 مقوله) و پیامدها (8 مقوله) را تشکیل دادند. که نشان‌دهنده ناکارآمدی نظام ارزیابی عملکرد معلمان می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی مقیاس فقر زمانی معلمان</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_4707.html</link>
      <description>فقر زمانی یکی از مسائل رایج در میان معلمان است که عملکرد شغلی، سلامت روانی و حتی پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. هدف پژوهش حاضر، بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی مقیاس فقر زمانی معلمان در میان آموزگاران دوره ابتدایی بود. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه معلمان دوره ابتدایی شهر خرم‌آباد در سال تحصیلی 1403-1402 بود. نمونه‌ای به حجم 420 نفر (264 زن و 156 مرد) به شیوه نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شد. روایی مقیاس از طریق تحلیل عامل اکتشافی و تحلیل عامل تأییدی بررسی شد. تحلیل های آماری با استفاده از نرم افزار Spss-26 و Amos-24انجام گرفت. تحلیل عامل اکتشافی با استفاده از مؤلفه‌های اصلی و چرخش واریماکس، ساختاری تک عاملی با هفت گویه را استخراج کرد که در مجموع 03/56 درصد از واریانس سازه فقر زمانی معلمان را تبیین می‌کرد. تحلیل عامل تأییدی نیز برازش مطلوب مدل را تأیید کرد. پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 86/0 به دست آمد که نشان‌دهنده همسانی درونی قابل قبول پرسشنامه است. در مجموع، یافته‌ها بیانگر روایی و پایایی مطلوب مقیاس بوده و نشان می‌دهد که این ابزار می‌تواند در پژوهش‌های آموزشی و روان‌شناختی در ایران مورد استفاده قرار بگیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کلاس معکوس مجازی و بازاندیشی در برنامه درسی شیمی متوسطه دوم: ارائه الگو</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_4983.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: برای ایجاد محیط یادگیری پویا، فعال و تعاملی در طول یادگیری آنلاین ، ترکیب ویژگی‌های کلاس معکوس و مجازی مفید است. با استفاده از فناوری مجازی در کلاس معکوس شیمی، پرورش تفکر، خلاقیت، یادگیری مستقل و قابلیت‌های حل مسئله در دانش‌آموزان پرورش می‌یابد. لذا پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی نوین برای برنامه درسی شیمی متوسطه دوم با تأکید بر کلاس معکوس مجازی انجام شد. روش‌ها‌: ابعاد و شاخص‌ها با تحلیل محتوای ادبیات پژوهش جمع‌آوری و با نظرسنجی دلفی از خبرگان شیمی و آموزش مجازی تحلیل و اعتبارسنجی شدند. روایی محتوا بالای 70 درصد و پایایی با آزمون مجدد بعد از دو هفته تأیید گردید. سپس با روش مدل‌سازی ساختاری تفسیریISM))، ماتریس روابط تشکیل و سازگاری ایجاد شد. گراف ISM ترسیم گشته و با استفاده از تجزیه تحلیل MICMAC نوع متغیرها نیز تعیین گردید. یافته‌ها: طبق نتایج، الگوی حاضر شامل 10 بُعد، 42 مؤلفه و 89 شاخص بود. این 10 بُعد در 5 سطح طبقه‌بندی شدند. سطح پنجم شامل ابعاد پشتیبانی و سازمانی؛ سطح چهارم شامل ابعاد اهداف، طراحی آموزشی، فناوری و محتوای یادگیری؛ سطح سوم راهبردهای تدریس؛ سطح دوم ارزشیابی؛ و در نهایت سطح اول شامل ابعاد معلم، یادگیرنده و روانشناختی تربیتی بود. نتیجه‌گیری: بهبود یادگیری آموزش شیمی در نظام آموزش و پرورش درگرو اعمال الگویی نظام مند برای ایجاد هماهنگی و ارتباط مناسب و مؤثر بین عناصر و اجزای آموزش معکوس مجازی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روابط ساختاری راهبردهای خودتنظیمی و آگاهی فراشناختی با انگیزش تحصیلی با توجه به نقش میانجی نیاز به ‌شناخت</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_4709.html</link>
      <description>هدف: انگیزش یکی از مهم ترین سازه‌های روانشناختی مورد مطالعه روانشناسی تربیتی است که بر تمام ابعاد عملکرد تحصیلی یادگیرندگان تاثیر می گذارد و از متغیرهای شناختی متعددی تاثیر می پذیرد. هدف پژوهش حاضر بررسی روابط ساختاری راهبردهای خودتنظیمی و آگاهی فراشناختی با انگیزش تحصیلی با توجه به نقش میانجی نیاز به ‌شناخت در دانش‌آموزان متوسطه دوّم شهر همدان بود. روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری کلیۀ دانش‌آموزان متوسطه دوّم (‌همه‌‌ پایه‌ها) شهر همدان در سال تحصیلی 1401-1400 را دربرمی‌گرفت. از این جامعه 449 نفر بعنوان نمونه، بر اساس تعداد سازه‌های اصلی تعیین، و با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. چهار پرسشنامۀ استاندارد خودتنظیمی بوفارد، آگاهی فراشناختی شراو و دنیسون، انگیزش تحصیلی والراند و پرسشنامه نیاز به‌شناخت کاسیوپو و پتی برای جمع‌آوری داده‌ها بکار رفتند. در نهایت، داده‌های پژوهش از طریق مدل‌سازی معادلات ساختاری و با نرم‌افزار Amos تحلیل شدند. یافته‌ها:یافته‌های پژوهش حاکی از معناداری اثر مستقیم متغیّرهای راهبردهای خودتنظیمی، آگاهی فراشناختی و نیاز به‌شناخت بر انگیزش تحصیلی و اثرغیرمستقیم راهبردهای خودتنظیمی بر انگیزش تحصیلی با میانجی‌گری نیاز به ‌شناخت بود. افزون براین، مدل مفهومی برازندگی نسبتأ مطلوبی با داده‌ها نشان داد. نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های حاصل می‌توان نتیجه گرفت، با استفاده از روش‌های آموزشی ارتقای خودتنظیمی، آگاهی فراشناختی و نیاز به‌ شناخت در دانش‌آموزان، می‌توان انگیزش تحصیلی را بهبود بخشید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شایستگی های حرفه ای مربیان پیش از دبستان: مطالعه ای فراترکیب</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_4145.html</link>
      <description>هدف از این پژوهش، ارائه مولفه های ارزیابی شایستگی حرفه ای مربیان مهد های کودک است. زیرا مهد های کودک، نقشی اساسی در رشد کودکان دارند. در واقع مهدکودکی را می توان کارآمد دانست که شایستگی های حرفه ای مربیان آن از سطح بالایی برخوردار باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است که به صورت فراترکیب انجام شده است. در این مقاله از پایگاه های اطلاعات علمی داخلی و خارجی در بازه زمانی 1380 تا 1400 و همچنین 2002 تا 2022 تعداد 321 سند علمی در حوزه شایستگی حرفه ای مربیان مهد های کودک را مورد ارزیابی قرار گرفت و بر اساس پالایش ها ی چندگانه فراترکیب، تعداد 33 سند علمی با معیارهای مورد پذیرش، منطبق بود و مورد مطالعه نهایی قرار گرفت. در نتیجه ترکیب یافته ها، 14 مولفه اصلی (مهارت فناوری، مهارت ارتباطی، مهارت آموزشی، مهارت هنری، ویژگی اخلاقی، ویژگی شخصیتی، توانایی تحلیلی، توانایی سیستمی، توانایی ترکیبی، دانش حرفه ای، دانش پایه، نگرش ملی، نگرش دینی، نگرش به کودک) و54 مولفه فرعی و 5 بُعد یافت شد که عمومیت بیشتری داشتند و با فرهنگ کشور ما منطبق بودند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و اعتبار یابی مدل معیارهای انتخاب رشته تحصیلی دانش آموزان دختر پایه نهم شهرستان شهرکرد در سال تحصیلی1403-1402</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_4261.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: هدف پژوهش طراحی مدل معیارهای انتخاب رشته دختران پایه نهم شهرستان شهرکرد بود. روش‌ها‌: روش پژوهش آمیخته ازنوع کیفی کمی بود.جامعه آماری کلیه دانش آموزان دخترپایه نهم آموزش وپرورش ناحیه دو شهرستان شهرکرد درسال تحصیلی 1403-1402بود .روش نمونه گیری هدفمند تا حصول اشباع نظری 17نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. شیوه جمع آوری اطلاعات درفازکیفی مصاحبه های عمیق ودر فاز کمی پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. جهت تحلیل داده ها درفاز کیفی از فرایند کدگذاری مبتنی بر داده بنیاد با استفاده از نرم افزار مکس کیو دا نسخه 2020 استفاده شد. درفاز کمی اعتبار سنجی مدل طراحی شده با استفاده از شاخص های روایی همگرا CVR وروایی محتوایی CVI انجام شد. یافته‌ها: کدهای گزینشی بدست آمده 14 کدبودند که درمقوله محوری : ملاک ومعیارهای انتخاب رشته خود فرد و افراد کمک کننده به انتخاب رشته، درمقوله علی: عوامل درونی دانش آموزو عوامل بیرون از دانش آموز ،درمقوله مداخله گر عوامل پیش برنده و عوامل باز دارنده، درمقوله زمینه ای فرصت‌های شغلی و درآمدی در آینده و عوامل محیطی، تسهیلات و امکانات ،در مقوله راهبردها، مشورت کردن وتحقیق و مطالعه ودر مقوله پیامدها، پیامد برای خود دانش آموز ،پیامد برای خانواده و پیامد برای جامعه بدست آمد. نتیجه‌گیری: مدل معیارهای انتخاب رشته تحصیلی دانش آموزان دختر پایه نهم می تواند بعنوان یک مدل راهنما و راهگشای مشاورین،والدین و دانش آموزان قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کنش‌پذیری مبتنی بر هوش هیجانی در برنامه‌درسی در راستای شکل‌گیری هویت اتوبیوگرافی معلمان</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_4416.html</link>
      <description>معلمان نقش مهمی در توسعه برنامه‌های درسی دارند و فعالیت آنها در چارچوب عملکرد شخصی ماهیت اجرای برنامه‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد و باعث شکل‌گیری محتوای درسی مبتنی بر تجارب منحصر به فرد می‌شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین کنش‌های هیجانی معلمان در برنامه‌درسی در راستای شکل‌گیری ماهیت اتوبیوگرافی انجام شد. روش‌ها: رویکرد تحقیق کیفی از نوع تحلیل محتوای استقرایی بود. مشارکت کنندگان معلمان شاغل در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته و با اشباع نظری 17 نفر از آنها با نمونه‌گیری هدفمند از نوع شاخص مورد مطالعه قرار گرفتند. از روش خود بازبینی پژوهشگر برای اعتبارپذیری، از تحلیل موردی و توصیف غنی برای تعیین انتقال‌پذیری و از حسابرس خارجی برای اطمینان‌پذیری داده‌ها استفاده شدیافته‌ها: یافته‌های این تحقیق در ابعاد پنج&amp;amp;lrm;گانه هوش هیجانی شامل مهارت‌های اجتماعی(گفتمان‌محوری، بازآفرینی فرهنگی، انتقال فرهنگی، معرفت‌شناسی اجتماعی، بافت‌شناسی اجتماعی)، خودآگاهی(فهم برنامه‌درسی، تفکر سیستمی، تحلیل محتوا، دانش‌پژوهی، آینده‌پژوهی)، خودتنظیمی(استقلال‌محوری، انعطاف‌پذیری، منطق‌گرایی، مدیریت‌، تعارض‌گریزی)، همدلی(فراگیرمحوری، تعلق‌پذیری، همزیستی، تعامل‌گرایی، نیازسنجی) و انگیزه‌بخشی(وحدت‌گرائی، عملکردگرائی، هدف‌گرایی، حل‌مساله، خودشکوفایی) در برنامه‌درسی می‌شود. هم‌چنین کنش‌های هیجانی با ترغیب معلمان به شکل‌دهی بیوگرافی جمعی و آگاهی از ایده‌های فردی در برنامه‌درسی در جهت استقلال عمل آنها در فهم نیازهای فراگیران به توسعه خودِ واقعی می‌پردازد. نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که در راستای عملیاتی کردن برنامه‌درسی مطابق با اهداف و بهره‌وری مناسب از آن، باید قابلیت‌های هیجانی مورد توجه قرار گیرد تا با تاسی از رشد ابعاد فردی و اجتماعی آنها، هویت خود شرح حال‌نویسی معلمان در جهت فهم اصول آموزشی به صورت واقعی شکل بگیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آزمون مدل علی یادگیری خودراهبر بر اساس چشم انداز زمان آینده با تاکید بر نقش واسطه‌ای پایستگی تحصیلی</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_4682.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف آزمون مدل علی یادگیری خودراهبر بر اساس چشم انداز زمان آینده با تاکید بر نقش واسطه‌ای پایستگی تحصیلی انجام گرفته است. روش پژوهش توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود جامعه آماری را کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم رشته های نظری شهر ارومیه به تعداد 22123 نفر تشکیل دادند. به همین منظور و بر اساس جدول مورگان تعداد 378 نفر به شیوه نمونه‌گیری تصادفی خوشه ای دو مرحله ای به عنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شدند. در این پژوهش از پرسشنامه‌های چشم انداز زمان آینده هاسمن و شل(2008)، یادگیری خودراهبرگاگلیمینو(1997) و پایستگی تحصیلی مارتین و مارش(2008) استفاده شد. روایی ابزار با استفاده از نظرات اساتید و متخصصین حوزه علوم تربیتی و روانشناسی تربیتی تایید شد و پایایی ابزار نیز با بهره گیری از تحلیل عاملی تأیید مطلوب گزارش شد. جهت آزمون فرضیه‌های پژوهش، ابتدا از آمار توصیفی و سپس تکنیک مدلیابی معادلات ساختاری با بهره گیری از نرم افزار LISRELاستفاده گردید که نتایج نشان داد که چشم انداز زمان آینده بر یادگیری خودراهبر تاثیر مثبت و معنی داری دارد(ضریب مسیر 29/0). اثر چشم انداز زمان آینده بر پایستگی تحصیلی مثبت و معنی‌دار است(ضریب مسیر 78/0). پایستگی تحصیلی بر یادگیری خودراهبر اثر مثبت و معنی‌داری دارد(ضریب مسیر 63/0) و در نهایت اثر غیرمستقیم چشم انداز زمان اینده بر یادگیری خودراهبر با میانجی‌گری پایستگی تحصیلی معنی‌دار است(ضریب مسیر 48/0).</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه کیفی چالش ها و مسائل مشاوران مدرسه</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_4706.html</link>
      <description>مشاوران مدارس در مسیر ارتقای سلامت روانی و عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان با چالش‌های گوناگونی مواجه‌اند. این پژوهش با هدف بررسی مسائل و چالش‌های پیش‌روی مشاوران مدارس در سال تحصیلی ۱۳۹۹-۱۳۹۸، با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شد. مشارکت‌کنندگان شامل ۱۴ مشاور مدرسه بودند که به‌صورت هدفمند انتخاب و با آن‌ها مصاحبه نیمه‌ساختاریافته انجام گرفت. داده‌ها با استفاده از رویکرد تحلیل تفسیری استراوس و گلیزر تحلیل و طبقه‌بندی شد. نتایج تحلیل داده‌ها به استخراج ۳ مضمون اصلی، ۷ مضمون فرعی و ۳۸ مفهوم اولیه انجامید. مضامین اصلی شامل ۱) چالش‌های نقش شغلی مشاور (چالش‌های مرتبط با دانش‌آموزان و اولیا)، ۲) چالش‌های سازمانی (تعامل با مدیر و همکاران، هدایت تحصیلی و مسائل مدیریتی سازمان)، و ۳) چالش‌های زندگی شخصی (مشکلات تمایز نقش و فرسودگی شغلی) بود. برای اطمینان از اعتبار داده‌ها از چهار معیار لینکلن و گوبا شامل باورپذیری، انتقال‌پذیری، تأییدپذیری و اطمینان‌پذیری استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که شناخت دقیق این چالش‌ها می‌تواند زمینه‌ساز بهبود خدمات مشاوره‌ای باشد. برای این منظور، طراحی برنامه‌های آموزشی و حمایتی، ارتقای مهارت‌های مشاوران، و تقویت همکاری بین مشاوران، مدیران و معلمان ضروری است. همچنین، سیاست‌گذاران آموزشی باید با اتخاذ تدابیر مناسب، مسیر فعالیت مشاوران را هموار سازند؛ اقدامی که به نفع دانش‌آموزان و نظام آموزشی کشور خواهد بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>- پدیدارنگاری تجارب معلمان از چالش‌ها و فرصت‌های یادگیری دانش‌آموزان با آسیب بینایی</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_4715.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: استفاده از روش‌های متعدد آموزشی برای دانش‌آموزان با آسیب بینایی جهت تقویت درک بهتر مفاهیم می‌تواند مسیر یادگیری آن‌ها را هموارتر سازد. پژوهش حاضر با هدف پدیدارنگاری تجارب معلمان از چالش‌ها و فرصت‌های یادگیری دانش‌آموزان با آسیب بینایی انجام شد. روش‌ها‌: این پژوهش از نوع کیفی و روش آن پدیدارنگاری است. جاممعه آماری این مطالعه شامل 15 نفر از معلمان شاغل در مدراس استثنایی است که با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات انجام مصاحبه ساختار یافته با معلمان برای درک چالش‌ها و فرصت‌های یادگیری دانش‌آموزان با آسیب بینایی است. تحلیل داده‌های کیفی این پژوهش با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. یافته‌ها: تحلیل عمیق تجارب معلمان، منجر به شناسایی و دسته‌بندی هفت مقوله اصلی مورد نیاز برای یادگیری دانش‌آموزان با آسیب بینایی، شامل متناسب‌سازی کتاب‌ها و آزمون‌ها، آموزش‌های ضمن خدمت، آموزش چندحسی، استفاده از فناوری، مداخله زودهنگام، آگاه‌سازی خانواده‌ها و ارتباط با مراکز علمی و فناوری را در برداشت که دوازده زیرمقوله؛ عدم تناسب کتاب‌های درسی، عدم آگاهی از نحوه آموزش، استفاده از حس لامسه، شنوایی و بویایی، استفاده از فناوری و ماکت، استفاده از مدل‌ها و ابزار آزمایشگاهی و نوارهای صوتی، آموزش به موقع، عدم آگاهی و همراهی والدین، عدم اطلاع‌رسانی را دربر می‌گرفتند. نتیجه‌گیری: بهره‌گیری از رویکرد چندحسی با تحریک همزمان حواس مختلف، ضمن تقویت حافظه و فهم مفاهیم، مسیرهای حسی جایگزین را فعال کرده و محدودیت‌های بینایی را جبران می‌کند. این فرایند موجب افزایش مشارکت، انگیزه، استقلال و اعتماد به نفس در این گروه از دانش‌آموزان می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی مهمترین برنامه‌های درسی پنهان موثر در تقویت صلاحیت های حرفه ای معلمان</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_4768.html</link>
      <description>هدف از این پژوهش شناسایی مهمترین برنامه‌های درسی پنهان مؤثر در تقویت صلاحیت‌های حرفه‌ای معلمان دانش‌آموخته از دانشگاه فرهنگیان بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی در سال تحصیلی 1400-1401 انجام شد. جامعه موردمطالعه 1526 نومعلم دانش‌آموخته از دانشگاه فرهنگیان در استان خراسان رضوی، طی دو سال 1395 و 1400 بود که 33 نفر از آنها با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند از نوع تغییرات بیشینه، به‌عنوان مشارکت‌کننده پژوهش انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته و برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافته‌ها منجر به شناسایی 3 مضمون فراگیر(ارزش‌های اعتقادی- اجتماعی، نگرش‌های شغلی و بایستگی‌های آموزشی)،10 مضمون پایه و40 مضمون سازمان دهنده درمورد برنامه‌های درسی پنهان مؤثر بر ایجاد یا تقویت صلاحیت‌های حرفه‌ای دانش‌آموختگان دانشگاه فرهنگیان شد. از جمله نتایج پژوهش حاضر آن بود که هرچند تقویت صلاحیت‌های چهارگانه دانشجومعلمان(عمومی، موضوعی، تربیتی و تربیتی-موضوعی) دردانشگاه فرهنگیان باید به صورتی منسجم و توسط دروس مختلف دنبال شود؛ اما به نظر می‌رسد که اساتید دروس عمومی عمدتاً بر آموزش ارزش‌های اعتقادی و اجتماعی تمرکز داشته و نسبت به بایستگی‌های آموزشی توجهی نداشتند. بالعکس اساتید دروس تخصصی نیز غالبا توجهی به آموزش ارزش‌های اعتقادی و اجتماعی نداشته و بر بایستگی‌های آموزشی تمرکز داشتند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی مطلوب برنامه درسی تربیت بدنی مبتنی بر سند تحول بنیادین</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_4980.html</link>
      <description>برنامه درسی نقشی کلیدی در کیفیت آموزش و تعلیم و تربیت دارد. درس تربیت بدنی در دوره های مختلف آموزش و پرورش دارای ابعاد مختلفی بوده است. مسأله اساسی تحقیق حاضر عبارت است از این که برنامه درسی تربیت بدنی دربرگیرنده چه نقاط ضعف و قوّتی است تا بتوانیم متناسب با این نقاط الگوی مطلوب برنامه درسی تربیت بدنی مبتنی بر سند تحول بنیادین آموزش و پرورش را تدوین کنیم. پژوهش حاضر بر اساس هدف کاربردی و از نوع پژوهش های کیفی است. در این تحقیق از روش تحلیل مضمون بهره گرفته شد و داده ها با استفاده از تکنیک مصاحبۀ عمیق گردآوری شدند. مشارکت کنندگان تحقیق نیز خبرگان ورزشی بودند که با کمک روش نمونه گیری هدفمند با 15 نفر از آنها مصاحبه گردید. 5 مضمون چالش‌های سازمانی، چالش‌های فراسازمانی، قابلیت‌های بازی محوری و سلامت محوری، راهبردهای برساخت سبک زندگی سالم و بازنگری همه جانبه حاصل شد. نتیجه‌گیری: نتایج تحقیق بیانگر آن است که برنامه درسی تربیت بدنی از قابلیت بازی محوری سلامت محوری برخوردار است و از این طریق توانسته به درس تربیت بدنی هویت ببخشد و موجبات ارتقای آن را فراهم آورد. موضوعاتی مانند مهارت آموزی، هویت بخشی، تاثیر بازی و حرکت در تحقق اهداف برنامه درسی تربیت بدنی، رویکرد سبک زندگی سالم این برنامه همگی ناظر برگزاره های موجود در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش هستند. نیل به الگوی مطلوب برنامه درسی مستلزم تغییرات ساختاری است و تا زمانی که این تغییرات اتفاق نیفتد، برنامه درسی مذکور به اهداف مدنظر خود دست نمی یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل تسهیل کننده کاربست مربی گری در فعالیت های نظارت و راهنمایی راهبران آموزشی</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_4981.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل تسهیل‌کننده‌ی کاربست مربی‌گری در فعالیت‌های نظارت و راهنمایی راهبران آموزشی استان خوزستان انجام شد. روش‌ها‌: پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع پژوهش‌های کاربردی بوده و بر اساس رویکرد پژوهش کیفی طرح‌ریزی شد و در آن از روش پدیدارشناسی بهره گرفته شد. شرکت‌کنندگان این پژوهش، 17 نفر از راهبران آموزشی استان خوزستان بودند که با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند و جمع‌آوری داده‌های آنان از طریق مصاحبه‌نیمه‌ساختارمند انجام گرفت. تحلیل داده‌های پژوهش با استفاده از روش تحلیل مضمون صورت گرفت و برای اطمینان از روایی و پایایی داده‌ها از بررسی چهار معیار ارائه شده توسط لینکلن و گوبا (2000) یعنی اعتبار، انتقال‌پذیری، اطمینان پذیری و تأییدپذیری استفاده شد. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که هشت عامل تسهیل‌کننده برای کاربست مربی‌گری در نظارت و راهنمایی آموزشی بودکه عبارتند از: صلاحیت حرفه‌ای راهبرآموزشی، صلاحیت حرفه‌ای آموزگار، تعامل و تبادل(سازمانی و برون‌سازمانی)، آموزش ضمن‌خدمت، جذب و گزینش شایسته، راهکارهای سازمانی و ساختاری، راهکارهای فرهنگی و حمایتی، راهکارهای تخصصی ماهیتی و اجرایی. نتیجه‌گیری: با توجه به یافته های پژوهش می‌توان گفت که برای کاربست مربی‌گری در فعالیت‌های نظارت و راهنمایی راهبران آموزشی، باید به عوامل تسهیل کننده آن توجه ویژه شود. با توجه به تجربه زیسته مصاحبه‌شوندگان، چنانچه عوامل تسهیل‌کننده اجرای این روش در آموزش و پرورش استان خوزستان به کار بسته شود، در این زمینه می‌تواند بسیار کمک کننده باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و اعتبارسنجی الگوی ارزشیابی عملکرد معلمان ابتدایی در بستر یادگیری ترکیبی</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_4982.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر باهدف طراحی مدلی برای ارزشیابی عملکرد معلمان ابتدایی در بستر یادگیری ترکیبی انجام شده است. روش‌ها: روش پژوهش آمیخته و از نوع اکتشافی متوالی است. روش پژوهش در بخش کیفی، پدیدارشناسی توصیفی و در بخش کمی، پیمایشی لحاظ شده است. مشارکت کنندگان در بخش کیفی، ۲۶ نفر از اعضای هیئت علمی، مدیران، سرگروه‌های آموزشی، معلمان، اولیای دانش‌آموزان و دانش آموزان است که با روش نمونه گیری هدف انتخاب شده‌اند و در بخش کمی، تعداد ۳۳۵ نفر با روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شده‌اند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته است. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش‌های آمار توصیفی، استنباطی و مدل معادلات ساختاری استفاده شد.همچنین اعتبارسنجی مدل نیز با آزمون‌های مدل بیرونی و آزمون‌های درونی مورد سنجش قرار گرفت. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش منجر به شناسایی 5 بعد اصلی آموزشی، رفتاری، نگرشی، دانشی و مهارتی و ۳۰ شاخص ارزشیابی عملکرد معلمان ابتدایی در بستر یادگیری ترکیبی شدند و همه شاخص‌های مدل و نتایج آزمون‌های مدل بیرونی و درونی از اعتبار لازم برخوردار بودند و در نتیجه اعتبار مدل تأیید شد. نتیجه‌گیری: به‌منظور ارزشیابی عملکرد معلمان دوره ابتدایی در بستر یادگیری ترکیبی، بهتر است این ابعاد و شاخص‌ها مورداستفاده قرار گیرد؛ زیرا این ابعاد و شاخص‌ها عملکرد معلم را از زوایای مختلف در بستر یادگیری ترکیبی مورد ارزشیابی قرار می‌دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رابطه بین فلسفه های آموزشی معلمان مدارس ابتدایی با سواد دیجیتال آنها و نقش میانجی مقاومت در برابر تغییر (مورد مطالعه: مدارس ابتدایی پسرانه منطقه 14 تهران)</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_4985.html</link>
      <description>هدف از این پژوهش بررسی رابطه فلسفه های آموزشی معلمان مدارس ابتدایی بر سواد دیجیتال آنها و نقش میانجی مقاومت در برابر تغییر در مدارس ابتدایی پسرانه منطقه 14 تهران انجام شده است. روش پزوهش کمی و از نوع توصیفی - همبستگی به شمار می رود جامعه آماری پژوهش را معلمان مدارس ابتدایی پسرانه منطقه 14 شهر تهران مشتمل بر 988 نفر تشکیل می دهد حجم نمونه براساس فرمول کوکران در حالت حجم جامعه معلوم، تعداد نمونه لازم برابر 277 نفر شده که به روش در دسترس اننخاب شده است .ابزار گردآوری اطلاعات ، پرسشنامه استاندارد 48 گویه ای برگرفته از پژوهش های ستین و همکارانش (2012)، اورگ (2006) و ان جی (2012) بوده است. با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی بویژه مدل معادلات ساختاری اهداف و سوالات ت پزوهش مورد بررسی قرار گرفت است. نتایج نشان می دهد که فلسفه آموزشی سنتی معلمان برخلاف فلسفه آموزشی مدرن با سواد دیجیتال آنها رابطه معکوس و با ابعاد مقاومت در برابر تغییر (مقاومت شناختی، مقاومت احساسی و مقاومت رفتاری)، رابطه مستقیم دارد. سواد دیجیتال معلمان با ابعاد مقاومت در برابر تغییر (مقاومت شناختی، مقاومت احساسی و مقاومت رفتاری) رابطه معکوس دارد. مقاومت شناختی و رفتاری معلمان در برابر تاثیر فلسفه سنتی نقش میانجی دارد درحالی که در رابطه با تاثیر فلسفه آموزش مدرن بر سواد دیجیتال فقط مقاومت رفتاری نقش میانجی دارد.در مقابل، مقاومت احساسی معلمان در برابر تغییر در تاثیر فلسفه آموزشی سنتی و مدرن معلمان بر بر سواد دیجیتال آنها نقش میانجی ندارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش برنامه های درسی یکسان، در خشونت دانش آموزان در مناطق دارای خرده فرهنگ(راهکارها و پیامدها)</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_4986.html</link>
      <description>مقاله حاضر با هدف ، نقش برنامه های درسی یکسان، در خشونت دانش آموزان در مناطق دارای خرده فرهنگ انجام شده است.این پژوهش با روش کیفی و از رویکرد نظریه برخاسته از داده‌‌ها استفاده شد. قلمرو پژوهش معلمان مناطق چند قومیتی دوره ابتدایی(نوار مرزی ایران و ترکمنستان) شمال خراسان رضوی بودند. با کاربرد روش نمونه‌‌گیری هدفمند، 35 نفر از افرادی که با هدف پژوهش همخوانی بیشتری داشتند انتخاب شدند و مصاحبه نیمه‌‌ساختاریافته با آنان صورت گرفت. یافته‌ها با استفاده از روش کدگذاری سه مرحله ای اشتراوس و کوربین تحلیل شد. یافته ها نشان داد، پدیده محوری در مطالعه حاضر" برنامه درسی متمرکز، بی تفاوتی نسبت به برنامه درسی متناسب با ویژگی های خرده فرهنگ ها" می باشد. در این پژوهش با توجه به شرایط علی تاثیر گذار و شرایط زمینه ای"از جمله: ویژگی های اجتماعی و فرهنگی، سن ، جنسیت، وضعیت اقتصادی و سایر شرایط مؤثر دخیل از جمله " عدم توجه به برنامه مناسب برای خرده فرهنگ ها"و" سخت گیری های مبتنی بر تربیت به گونه بومی"، راهبرد‌هایی در غالب مدل پیشنهادی برای کاهش خشونت دانش آموزان در مناطق دارای خرده فرهنگ ارائه شده است. بر اساس نتایج به‌دست آمده، از جمله علل خشونت دانش آموزان در هر کدام از حوزه های مورد بحث ، نشان دهنده عدم توجه به برنامه درسی متناسب با خرده فرهنگ ها بود که این موضوع بیشتر ناشی از یکسان سازی برنامه های درسی و سبک زندگی عمومی برای همه دانش آموزان فارغ از شرایط بومی و خرده فرهنگ آنان می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل مؤثر در تولیدی شدن هنرستان‌های فنی‌وحرفه‌ای: تجربه زیسته مدیران و دبیران</title>
      <link>https://pma.cfu.ac.ir/article_5083.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف پژوهش حاضر، باهدف مستندسازی عوامل مؤثر بر تولیدی شدن هنرستان‌های فنی‌وحرفه‌ای نظام آموزش‌وپرورش ایران انجام شد. روش‌‌. این پژوهش در ذیل پژوهش‌های کیفی است که با رویکرد اکتشافی و به شکل خاص بر مبانی روش پدیدارشناسی انجام‌شده است. مشارکت‌کنندگان پژوهش شامل کلیه مدیران و دبیران هنرستان‌های تولیدی موفق در کشور بود که طبق ارزیابی‌های به‌عمل‌آمده توسط وزارت آموزش‌وپرورش به‌عنوان هنرستان‌های تولیدی موفق و برتر انتخاب‌شده‌اند. به‌منظور انتخاب مشارکت‌کنندگان پژوهش، از روش نمونه‌گیری هدفمند و قاعده اشباع نظری(17 نفر) استفاده شد. اعتبار ابزار پژوهش با استفاده از روش توافق کدگذاران مورد تأیید واقع‌شده و داده‌های پژوهش با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA2020 تجزیه‌وتحلیل شد. یافته‌ها: نتایج پژوهش، بیانگر این بود که عوامل مؤثر در تولیدی شدن هنرستان‌های فنی‌وحرفه‌ای کشور را می‌توان در قالب 7 کد انتخابی(آموزش عملی، حاکمیت روح نوآوری و خلاقیت، مثبت‌اندیشی، ارتباط با بازار کار، پایداری و مسئولیت اجتماعی، جو حمایتی و پشتیبانی و درنهایت مدیریت کارآمد و اثربخش)، 23 کد سازمان‌دهنده و 110 کد باز طبقه‌بندی کرد. نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش نشان داد که ارائه آموزش‌های عملی، ترویج نوآوری و خلاقیت، مدیریت کارآمد و اثربخش، توسعه ارتباطات با صنایع، حمایت‌های دولتی و اجتماعی، تقویت پایداری و مسئولیت‌پذیری اجتماعی از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر موفقیت هنرستان‌های تولیدی محسوب می‌شود که ترکیب این عوامل، ضمن افزایش کیفیت آموزشی، موجب کاهش هزینه‌های اجرایی و تقویت پیوند میان آموزش و بازار کار می‌شود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
